تبليغاتX
یک منتقد ساده

 

 مارسل پروست 1871-1954

نویسنده ی بزرگ فرانسوی و شخصی دوست داشتنی که نا خرسندی ها و احساسات صدمه دیده ی خود را در رمان عظیم "در جستجوی زمان از دست رفته" ریخته است . تنهانویسنده غربی که بی هیچ ترس و هراسی می توان نام کوچکش را صدا زد ، مارسل! ی

شاید آشنایی ما با این انسانها اتفاقی نباشد . شناخت ما از زندگی مارسل ها دردهای مان را کمی تسکین می دهد. ی 

آلبرت شوایتزر 1875-1965

فیلسوف-موسیقی دان ، نویسنده و پزشک مبلغ که ششصد خانواده بومی زیر نظر و مراقبت شخصی او به سر می بردند . آلبرت شوایتزر نوازنده برجسته ارگ برای کمک به بومیان آفریقا در رشته پزشکی تحصیل کرده و برای بدست آوردن پول مورد نیاز کنسرتهایی در اروپا اجرا می کند. ی

این مرد بزرگ و انسان دوست در سال 1952 جایزه ی صلح نوبل را نسیب خود کرد.ی

از نوجوانی به شوایتزر علاقه ی شدیدی داشتم و همیشه آرزو می کردم ذره ای از عظمت وجود او را در خود داشته باشم . انسانی که بی هیچ چشم داشتی خود را وقف انسانهایی می کند که بواسطه ی انسان بودنشان قابل احترام هستند نه به خاطر عقیده یا پایگاهی خاص. ی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه 12 اسفند 1383 شماره2143 روزنامه نیم نگاه:

نقش کرامت انسانی در جامعه شناسی:

امروزه بیش از هر زمان دیگری تخصص گرایی بر تمامی جنبه های علمی و کاربردی حتا هنری تاثیر داشته است.تخصص گرایی اینچنین وانمود می کند که تو نتوانی در امور دیگری غیر از تخصص که داری دخالت کنی ، این خود سبب بیکانگیفرد نسبت به خود و محیط پیرامونش می شود و جهان واقعی فرد را محدود و یک بعدی می کند و او را در خدمت نظام های غالب در می آئرد ، نه به این دلیل که فرد  نمی نخواهد بلکه اینگونه القا می شود که نمی تواند . اینگونه تخصص گرایی با همه ابعادش در زندگی مدرن جا باز کرده و رفته رفته وارد کشورهایی می شود که الگویی جز الگوی دنیای مدرن غرب ندارند . الگئیی که بیش از همه فرد را محدود و تحت سلطه در آئرده تا اهداف سیستم های سیاسی  - اقتصادی برآورده شود .

از طرفی جنبه های مثبت این نظام چیزی جز تاثیرات مثبت در حیطه عمل و پیشرفت آن تخصص به دنبال نداشته است اما در آن  سوی سکه متخصصین جز پیاده کردن اهداف از پیش تعیین شده کاری دیگر انجام نمی دهند . علم جامعه شناسی در ابتدا با افرادی آگاه به جامعه عصر خود که دغدغه جز تغییر و اصلاح نداشتند تا معضلات اجتماع را در جهت منافع مشترک انسانها رفع کنند، پا به عرصه وجود نهاد .

اما امروزه دستمایه قدرت های سیاسی و اقتصادی قرار گرفته تا بهتر بتوانند نفوذ خود را بر جامعه اعمال کنند .

جامعه شناسی هر چقدر هم که تخصصی شود محال است جنبه های گوناگونی که به اجتماع تاثیر دارند را از هم جدا بداند یا به مصلحتی یک را بر دیگری ارجع دانسته و حتا اقلم بیندازد و صرفا در محدوده آماری یا گزارشات صرف در جا بزند .

البته منظور این نیست که جامعه شناس با ارایه نظریاتی کلی و آرمانی دست به پیشگویی های یوتوپیایی بزند و هر چیز را از بیخ و بن نفی کند و با این روند عده ای را در خلسه و یا عده ای دیگر را به سمت جنون و اغتشاش سوق دهد . بلکه هدف او روشنگری است و این روشنگری چیزی نیست جز آگاه کردن فرد از جایگاهی که در اجتماع دارد و مورد سو ء استفاده قرار گرفته است و خط بطلان بر هر گونه استثمار و استحماری است که در همه جا بر فرد اعمال می شود ، با تاکید بر آن که ارتباط انسان با جامعه خویش برای همزیستی مسالمت آمیز در جهت رفع نیاز های اولیه و عالیه اش و به دور از هر گونه منفعت طلبی و غرض ورزی های شخصی ، اجتماعی انسان را شکل بخشیده است .

 امروزه با همه ادعاهایی که شنیده می شود نا برابری های اجتماعی ، خشونت علیه زنان و کودکان ، انواع خوشنت های خیابانی ، فقر و گرسنگی ، بیکاری ، عدم امنیت ، جنگ ، شیوع تسلیحات عظیم کشتار جمعی ، خصومت های قومی و نژادی ، بیسوادی و بسیاری معضلات و مشکلات فردی و اجتماعی دیگر ، در سراسر جهان دیده می شود و هیچ کاری در جهت رفع آن صورت نمی گیرد .

شاید کرامت انسان فراموش شده و انسان بازیچه ای شده تا منافع عدهای اندک برآورده شود . آن عده ای که با تبلیغات گسترده با تحمیق توده ها در جهت استحکام پایه های خود می کوشند .  

همچنین نیاز های جدیدی شکل گرفته اند که کارکردشان فقط در اسارت کشیدن فردیت انسان است برای سودهای کلانی که به جیب صاحبان شرکت های غول پیکر اقتصادی سرازیر می شود .

شاید بیگانگی آدمی از خود و اجتماع یکی از بزرگ ترین معضل های دنیای جدید باشد. .

بیگانگی از جامعه ای که تک تک انسان ها وجود یکدیگر را حس می کنند و بی خیال از کنار هم می گذرند . شبکه های ارتباطی نیز در جهت ایجاد بیگانگی  برای برآوردن اهداف از بالا تعیین شده اذهان را به طرفی سوق می دهند که جذابیت کالاهایشان بیشتر نمود پیدا کند و در سمت دیگرش آنچه را مغایر هدف خود می بیند یا کمرنگ نشان می دهند یا می اهمیت .

شعارجهانی سازی و تبلیغات پیرامون آن چیزی جز ادامه فرایند بیگانه کردن فرد برای به دام انداختن او در چهارچوب دروغین سرشار از آرامش (اما در حقیقت تهی از آن) نیست با ارایه این رویا که وسایل ارتباطی او را در  همه جای جهان قرار داده و غافل از این که با این ترفند می خواهند او را محدود تر و تحت سلطه بیشتر در آورند . این بیگانگی عصری دیگر را رقم می زند ، عصری که انسان بازیچه شرکت های بزرگ اقتصادی به مصرف کنندگانی صرف یا اجزایی مکانیکی در بدنه آن نظام تبدیل می شوند و تهی از هر گونه احساسات عالی به موجودی تبدیل می شوند که جز ارضای نیازهای سر هم بندی شده هدفی ندارند .

جامعه شناسان سطحی نگر تنها در برآوردن اهداف از پیش تعیین شده نظام ها پیش می روند و نمی توانند از این منجلاب بیرون آیند ، آنها همچون ماشینی برنامه های وارده را انجام و تحویل می دهند .

* نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت 1:16  توسط مارسل ایرانی | 


 

Archive
تیر 1386 آبان 1384 مرداد 1384 تیر 1384 مرداد 1381

Email

 


ابلهانه ها