تبليغاتX
یک منتقد ساده

 

 مارسل پروست 1871-1954

نویسنده ی بزرگ فرانسوی و شخصی دوست داشتنی که نا خرسندی ها و احساسات صدمه دیده ی خود را در رمان عظیم "در جستجوی زمان از دست رفته" ریخته است . تنهانویسنده غربی که بی هیچ ترس و هراسی می توان نام کوچکش را صدا زد ، مارسل! ی

شاید آشنایی ما با این انسانها اتفاقی نباشد . شناخت ما از زندگی مارسل ها دردهای مان را کمی تسکین می دهد. ی 

آلبرت شوایتزر 1875-1965

فیلسوف-موسیقی دان ، نویسنده و پزشک مبلغ که ششصد خانواده بومی زیر نظر و مراقبت شخصی او به سر می بردند . آلبرت شوایتزر نوازنده برجسته ارگ برای کمک به بومیان آفریقا در رشته پزشکی تحصیل کرده و برای بدست آوردن پول مورد نیاز کنسرتهایی در اروپا اجرا می کند. ی

این مرد بزرگ و انسان دوست در سال 1952 جایزه ی صلح نوبل را نسیب خود کرد.ی

از نوجوانی به شوایتزر علاقه ی شدیدی داشتم و همیشه آرزو می کردم ذره ای از عظمت وجود او را در خود داشته باشم . انسانی که بی هیچ چشم داشتی خود را وقف انسانهایی می کند که بواسطه ی انسان بودنشان قابل احترام هستند نه به خاطر عقیده یا پایگاهی خاص. ی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدرنيته و بهار نارنج

«تغييرات ساختار سطحي پاريس را، نه باطرح‌هاي هماهنگ يك يا چند فرد، نه با اراده‌هاي اشخاص، بلكه با گرايش‌ها يا نيازهاي جمعي مي‌توان تبيين كرد، كه سازندگان، معماران، استانداران، شوراهاي شهر، روساي دولت از آن تبعيت كرده‌اند، بدون آن كه از اين نيروهاي اجتماعي آگاهي روشني داشته باشند و گاهي با توهمي كه از ادراكات شخصي‌شان الهام مي‌گرفتند.»

(موريس هالبواكس)

اگر از پيشينه تاريخي شهرهاي اوليه كه عوامل سياسي يا نظامي سبب شكل‌گيري آن بودند بگذريم، شهر هميشه معادل مدرن و مدرنيته بوده است. يا لااقل مي‌توان شهرهاي امروزي را از پيامدهاي مدرنيته دانست يا از ديدي ديگر آن ويژگي‌هاي خاص فرهنگي ـ مصرفي را كه در شهرها مي‌بينيم به دليل زندگي مدرن است.

شهر محل سكونت انسان مدرن است جايي است كه انسان مي‌تواند با خيال راحت مدرن باشد در خيابان‌هاي آن بي‌هدف پرسه زند، در پاساژها و مراكز خريد گم شود يا در خيابان‌هاي آن ابراز وجود كند، به هر شكل و شمايلي، از عربده يك مست تا جنبش‌هاي اجتماعي ـ سياسي، خيابان‌هاي شهر جايي است كه آدمي تبديل به قطره‌اي مي‌شود و در درياي شهر گم مي‌شود و يا همگام با موجي، ويرانگر مي‌شود.

اما به نظر مي‌رسد آن شهري كه موضوع بسياري از مقاله‌هاي مهم فلسفي و جامعه شناختي بوده تا وجوه مختلف شهر مدرن را بازنمايي كند معادل با پاريس، لندن يا نيويورك بوده است و كمتر شهرهاي كشورهاي توسعه نيافته را در بر گرفته است. شهرهاي مكزيكوسيتي، دهلي و تهران چه وجوهي از مدرنيته را به نمايش مي‌گذارند تا بتوان جمعيت اين شهرها را داراي تجربه مدرنيته به حساب آورد؟

اگرچه زاغه نشيني، بزهكاري، ناامني‌هاي خياباني، فحشا و تكدي‌گري از جله نشانه‌هاي اين شهرها است كه پيامد زندگي در جامعه اي است كه با مدرن شدنش از بيرون و نه درون، توازن و تعادل ميان نقاط مختلفش را بر هم زده است. اما ديگر نمي توان مدرنيته را امروز به عنوان يك كالاي وارداتي در نظر گرفت آنچه در ابتدا رخ داده ديگر مهم نيست چونكه غيرقابل بازگشت است اما آنچه از عناصر و ويژگي‌هاي مدرن مي‌توان در شهرهاي كشورهاي در حال توسعه ديد ضرورتي دروني و يا برنامه‌اي ناخودآگاه براي مدرن شدن است.

روز به روز بر جمعيت شهرنشيني در كشورهاي جهان سوم افزوده مي‌شود و در ظاهر به نظر مي‌رسد كه اين افزايش شهرنشيني بيش از آنكه گرايش به مدرن بودن را نشان دهد گرايش آنها به سمت مكاني است با امكانات و تسهيلات زندگي اما همين گرايش نشان از همان ضرورتي است كه براي تغيير در زندگي و سبك آن به سمت مدرن در اين جوامع وجود دراد هر چند كه اين گرايش در ابتدا به شكلي بيمارگونه بروز كند. با اين وجود در اين جوامع شهرها با رتبه‌هاي متفاوتي از مدرنيته طبقه بندي مي‌شوند و هر كدام در ميان فضايي سنتي و مدرنيته در نوسان هستند.

به عنوان مثال شيراز يكي از شهرهايي است كه بيشترين نزديكي با برخي ويژگي‌هاي مدرن پايتخت را داراست.

شيراز شايد تنها شهري است كه به دليل برخوردار بودن از اين ويژگي ها در كل منطقه جنوب شاخصي بوده براي مهاجرت‌هاي زياد از ساير نقاط به اين شهر، با اين وجود شيراز خصوصيت يك شهرگذاري را داراست، با آنكه هنوز تفكر قالب در اين شهر سنتي است اما در عين حال مظاهر مدرن در آن به شكل آشكاري ديده مي‌شود. انبوه خيابان‌ها و بولوارهايي كه شمال و جنوب، شرق و غرب را به هم متصل مي‌كند و هتل‌هاي شيك و پاساژهايي عظيم كه توسط هم ميهنان ثروتمند جلاي وطن كرده به ارمغان آمده است، همچنين شيراز داراي دو ويژگي مهم مدرن يعني انواع رستورانها و فست فودها و از همه مهمتر گرايش به راه اندازي انواع كافي‌شاپ‌ها در آن بوده است كه چهره شهر را به كلي دگرگون ساخته است.

با اين وجود چالش ميان ديدگاه‌هاي سنتي و مدرن را مي‌توان در نگاه خانواده‌هاي قديمي شيراز يافت.

آن دسته از خانواده‌هايي كه در حسرت نابودي فضا و بافت قديم شيراز هستند كه هنوز حسي نوستالژي به كوچه‌هاي قديمي شهر با ديوارهاي بلند كاهگلي دارند كه عطر بهار نارنج و گل نرگس را چاشني آن مي‌دانند.

نگرشي كه مدام از تغيير و تحول شهر در عذاب است و شلوغي و بدقوارگي و بزرگ شدن شهر را بر نمي‌تابد يا مهاجرين ساكن شيراز كه فضاي شهر را نامطلوب و بي‌در و پيكر مي‌بيند كه در آن انواع نشانه‌هاي بي‌ايماني و انحراف به وضوح قابل رويت است.

 امروز بيش از هر زماني نسل جوان شهر با پرسه زدن در خيابان‌هاي آن و مصرف انواع غذاهاي فست فود و گذران وقت در كافي‌شاپ‌ها از فضاي به وجود آمده در شهر استفاده مي‌كنند و خود را به عنوان كساني مي‌بيند كه در حال تجربه كردن اين فضاي مدرن هستند.

اين فضا براي عده‌اي به مانند ديزني لند پر از ناشناخته‌ها مي‌باشد و چيزهاي هيجان انگيزي در آن يافت مي‌شود كه مي‌توان ساعت‌ها وقت خود را با آن پر كرد.

نسل جوان گويي فردي ديگر و از دنيايي ديگر مي‌آيد تا شهر را تجربه كند، خيابان‌ها را مدام بالا و پايين مي‌رود و حتا پاساژها و مراكز تجاري را به عنوان مكاني تفريحاتي مي‌بيند يا سوار بر ماشينش بر فرديت خود پافشاري مي‌كند.

در واقع براي اين نسل شهر به مثابه ابژه است كه بايد با تجربه ذره ذره مكان‌ها و ناديدني‌هاي آن كشف شود. حتا اگر اين نسل تهي از هر تفكر مدرني باشد يا اصلاً تفكري در كار نباشد، بل تجربه شهر جاي تفكر را مي‌گيرد و تنها اين تجربه صرف است كه به نظر مي‌رسد مهم و حياتي است.حتا اگر هنوز گرفتار انديشه سنتي باشد (در اينجا سنت به معناي كمله متضاد مدرن آمده است) وتقابل ميان انديشه سنتي و تجربه مدرن او را به چالش کشد و نتيجه آن گردد كه دچار نوعي از خودبيگانگي و خلا هويتي شود و اين خلا او را در شرايطي دشوار زندگي مدرن گير اندازد و پيامد آن از هر گوشه‌اي سر برآورد.

اما آدمی در هر نقطه‌اي از دنيا كه باشد (البته غير از قبايل بدوي) هر روزه با تجربه‌اي جديد از مدرنيته روبه‌رو ست، شرايطي كه حتا اگر به گونه‌اي مدرن هم نينديشد تجربه مي‌كند وتنها اين تجربيات است که ازاوانسانی مدرن مي‌سازد..

* نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 14:23  توسط مارسل ایرانی | 


 

Archive
تیر 1386 آبان 1384 مرداد 1384 تیر 1384 مرداد 1381

Email

 


ابلهانه ها